| http://ahestan.wordpress.com/2008/05/20/fateme/ |
| ساعت ۱٠:٢٠ ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٧ |
|
سلام علیکم. مطلبی خواندم با عنوان پاسخ به شبهه ی مگر فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و علی آله و سلم کدام فرمول ریاضی را کشف کرده؟ که کپی آن را در ادامه ی مطالب می توانید مطالعه کنید و در جواب هایی که دادم مطالبی را متذکر شدم. که در اینجا میگذارم. ما حق نداریم او را به تعصب محکوم کنیم و تنبلی کنیم. ما باید بدانیم که صراط المستقیم یکی است. هر کسی به صراط مستقیم به دنیا آید، نباید به دیگران حق ندهد. من فرزند فاطمه هستم. جد من علی و امامان هستند. اما اگر جد من دیگران هم بودند، باید بی تعصب دین خدا را و راه خدا را پیدا کنم. ما باید به ایشان کمک کنیم. چرا که او اگر بتواند راه حقیقت را پیدا کند از هزار به ظاهر شیعه ممکن است بهتر عمل کند زیرا با اطمینان قلبی و حوصله و صرف وقت دین و حقیقت را پیدا کرده. حرف من را بپذیرید که حوصله ی ما و ایشان در خود تقدیر است و باید با حوصله و مانند پزشک صبوری باشیم. بی ادبی نکنیم. بی احترامی نکنیم. مگر کتاب های امام خمینی را شب و روز مطالعه نمی کنید و دغدغه های او را درک نکردید. مگر نمی دانید که اگر ما هم به دینی دیگر به دنیا می آمدیم نیاز به تحقیق داشتیم و شاید نمی توانستیم به این راحتی دین قبلی آبا و اجدادی خویش را کنار بگذاریم زیرا ممکن است معلمان ما آن را با رنگ تعصب مخلوط کرده باشند. اسلام دین تحقیق است. دین ادب است. دین اقتدار و غلظة (توبه-123) است. شیعه با کفار دست دشمنی داده و یا شیوخ عرب؟ ما باید محکم باشیم. کمک به مسلمانان مادی و معنوی نیز جمهوری اسلامی کرده است. علمای شیعه کم نبودند که اعتراف به جدا بودن دین از سیاست کرده اند. الان هم از برادران اهل سنت کم نیستند که دین را خوب نشناختند. اگر هدف ما بحث است و نه جدل، قدر او را می دانیم و اینجا کلاس درس می شود و نه چت روم کلکل کردن. وقتی کلاس درس شد و همه به دنبال حقیقت بودند و بی وضو وارد آن نشدند (مثل ما) آنوقت حرفی به غیر از خدا ( الله جل جلاله ) به میان نمی آید و باطل کنار می رود و حقیقت روشن می شود. اگر در زمان تایپ مطالب دلسوزی نباشد و بددلی در دلمان باشد، تاثیر نمی گذارد. دانا در عالم زیاد است باید دارا باشیم تا اثر بگذاریم. اگر داغ دل مادر جوان از دست داده را بشنوی اشک میریزی. ما می دانیم اما دارای معارف اگر بودیم موثر می شدیم. همه ی دین همین است که دارا شوی. بیایید با دل و دلسوزی حرف بزنید چونان پزشکی صبور و مادر و دایه ای دلسوز بحث کنیم. این صفحه با نماز شب های صاحب وبلاگ اگر همراه نباشد بی تاثیر است. یادتان باشد این تعارف نیست که خمینی می گفت: ما همه هیچیم و هر چه هست از اوست. باید از خدا طلب معرفت و ایمان قلبی کنیم که با اطمینان و با چشم دل حقیقت را به ما نشان دهند. |
|
| می نويسم تا بخوانی |
| ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦ |
|
کلمات کلیدی:
|
|
| روز زن ايرانی روز تولد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و روز ميلاد امام خمينی |
| ساعت ٩:۳۳ ق.ظ روز شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ |
|
روز زن ايرانی روز تولد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و روز ميلاد امام خمينی فارسی : English : عربی : Francais : Italy : بمب گوگلی هفته ی زن
کلمات کلیدی:
|
|
| اين وبلاگ به پارسی بلاگ منتقل شد |
| ساعت ۱٠:۱۸ ق.ظ روز سهشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٥ |
|
این وبلاگ به پارسی بلاگ منتقل شد ( به دلیل اینکه آرشیو موضوعی دارد) اين وبلاگ با همه علاقه هام ديگه نمی نويسم و به پارسی بلاگ رجعت می کنم تشریف بیاورید اونجا
کلمات کلیدی:
|
|
| کرامت زن ها ميوه کرامات مادران |
| ساعت ٧:٥٥ ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ،۱۳۸٥ |
|
زن و کراماتش رو می دونين کجا ميشه شناخت؟ آهای اهل دنيا. آهای غربی ها!!! الان موقع شه که همه جامعه شناس ها و متفکرين و محققين تون رو بفرستين قم. درس فرهنگ و فلسفه خانواده ايرانی و اسلامی بگيريد. همون طور که الان از تایلند بنین آفریقا جنوب شرقی و بقیه جاها در قم و بهتره بگم توی ایران سفیر و مبلغ داریم.
کلمات کلیدی:
|
|
| بحث ازدواج موقت به وبلاگ من هم کشيده شد. |
| ساعت ۱:٢٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥ |
|
وبلاگی رو ديدم که بسيار عالی در مورد اون وبلاگی که داره در زمينه ازدواج موقت معروف ميشه نظر کارشناسی و به نظر من منصفانه از زبان يک زن هستش بخونيد توسط فاطمه ظريف جلالي و نظر من هم همين بود.: و اينجا کپی می کنم که داشته باشم اين متن رو ! ====================== ازدواج موقت از حرف تا واقعيت از ديشب كه از طريق وبلاگ مهسا آدرس اين وبلاگ را ديدم و تمام مطالبش را در اوج ناباوري مرور كردم يك لحظه هم آرام و قرار ندارم و تا حالا كه ساعت 30/4 صبح است هزار جور فكر و جوابيه مختلف ذهنم را در بر گرفته است ! بحثي كه ميخواهم مطرح كنم در رد مساله ازدواج موقت نيست بلكه در توجه به شرايط و ملزومات آن است .به نظر من در شرايطي خاص (و به عنوان توجيه يا دليلي كه جامعه مذهبي مي تواند از آن استفاده كند) ازدواج موقت را ميتوان اصلي قابل طرح دانست . اما اين شرايط خاص را حداقل در شرايط فعلي و با ارتباطات جهاني تنها وقوع جنگ و بيوه شدن كثيري از زنان اهل اسلام و سپس ايجاد تكليفي براي مردان مسلمان در بدست گرفتن سرپرستي ( بخوانيد تبديل خود و يا ديگري به ابزاري براي تمتع جنسي ) نمي دانم . من يك فقيه نيستم . اطلاعات فقهي ام در حد چيزهايي است كه گاهي از پدرم آموخته ام و بعدها در كتابهايي نظير حقوق خانواده آقاي محقق داماد و وبلاگهايي نظير شرعت عقلاني خوانده ام و فتاوايي كه دنبال كرده ام و فكرهم نمي كنم براي به نقد نشستن وبلاگ مذكور خواننده نياز به دانش فقهي بالايي داشته باشد . همين كه اهل منطق باشيد و اندكي چشمانتان را به روي بسياري ازوقايع اجتماعي باز كنيد مي توانيد از صحت و سقم بسياري از مطالب اين سايت آگاه شويد . من هم از همين منظر انتقاداتم را به قسمتهاي مختلف بيان مي كنم : ـ وبلاگ فوق از قسمتهاي مختلفي تشكيل شده است . آشنا ترين بخش نظرات آقاي مطهري است ( راستش اول به سراغ اين بخش رفتم شايد مطلب جديدي كشف شده باشد !) .نظراتي كه امروز حداقل در كلاسهاي ما و توسط اساتيدي كه كم هم از اين مسائل سر در نمي آورند و سري هم در حوزه دارند قابل نقد و يا نا كامل دانسته مي شود . من شخصا براي نظرات ايشان احترام قائلم زيرا تصورم بر اين است كه اين حرفها در زمانه خود شايد بسيار هم پيشرو و مترقيانه بوده ( نگاه كنيد به مساله حجاب و واكنش جامعه مذهبي را حتي در زمان حال نسبت به آن جويا شويد ). اما مساله اين است كه بسياري از دلايلي كه براي مسائل مختلفي نظير ازدواج موقت آورده شده ناكافي و غير قابل استناد ( حداقل در شرايط فعلي) به نظر ميرسد . ـ درقسمتهاي مختلف وبلاگ متعه يا همان ازدواج موقت را داراي ثواب صدها حج و ... معرفي نموده اند آنقدر كه كسي با 3 بار متعه كردن در حد 1 دقيقه و با مهريه خواندن يكبار دعاي امام زمان صاحب اين ثواب عظيم خواهد شد !( نگاه كنيد به خاطرات ازدواج موقت ) جاي بسي شگفتي است كه جامعه مذهبي ما نسبت به مسائلي نظير بد حجابي به بهانه به خطر افتادن نهاد خانواده و از دست رفتن عفت اجتماعي واكنش نشان مي دهد اما همين جامعه مذهبي در برابر امري كه اينچنين توجيه گر بي بندو باري جنسي و آشفته كننده نهاد خانواده و در بسياري موارد عامل فروپاشي آن است و در برابر افرادي كه اينچنين دين را دستمايه منافع خود ميسازند هيچ واكنشي نشان نمي دهد . هر چند از جامعه اي كه نماينده مجلس آن خود مشوق اين امر مي شود بيش از اين نمي توان انتظار داشت !( نگاه كنيد به سخنان فاطمه عاليا نماينده تهران در مجلس هفتم ) وقتي اين بجش را مي خواندم آنقدر آشفته شده بودم كه ....چيزي كه در اينجا توجه مهسا را به خود جلب كرده 23بار ازدواج موقت خانمي است كه خود را از طلاب حوزه علميه معرفي مي كند . (من از فضائل مردان طلبه در اين باب زياد شنيده بودم اما خانمها را براي اولين بار بود كه در اين سايت خواندم !) شخصا اميدوارم فرد مذكور از اهالي حوزه علميه نباشد زيرا حداقل ذهن من از زمان خواندن اين مطلب در مورد اين نهاد بسيار آشفته و مشوش شده . اما آنچه بيش از اين نظر من را به خود جلب كرد اين بود كه همسر اين خانم به گفته خودشان براي عقب نماندن ار قافله كسب ثواب سالي 3 بار متعه مي كنند ! و ايشان را هم در ثواب اين كار شريك مي كنند ! در قسمتهاي مختلف اين بخش به كرات به خاطرات افرادي برخورد ميكنيم كه با وجود داشتن همسر و فرزند دست به اين عمل مي زنند . من نمي توانم به حكم عقل بپذيرم كه افسار گسيختگي هاي جنسي مردان تحت عنوان حمايت از زنان تلقي شده و با توجيهات مذهبي اين چنيني رنگ و بويي خوش به آنها داده شود و زنان با اين گستاخي دعوت به سكوت و خويشتن داري و كنار آمدن با وضع موجود و شراكت در ثواب شوند ( نگاه كنيد به خاطره آقايي كه هر هفته با دوست همسرش عقد موقت ميخواند !) . ـ ساعت 30/5 صبح شده و من هنوز از ديدن اين سايت آشفته ام . طوري از آدمها و مرداني كه هر لحظه ميتوانند بي بندو باريشان را با عنوان ثواب توجيه كنند بدم مي آيد و دلم به حال زناني كه فريبهاي اينچنين را از سر اجبار يا نا آ گاهي مي پذيرند ، مي سوزد . دلم مي خواست ديني كه دين رحمت و عطوفت و مدافع حفظ كرامت انساني ناميده مي شود كمي هم سرش را به سمت جنس دوم اين جامعه ميگرداندد و از اعماق دل آنها سخن مي گفت !نه اينكه مدام در كار ساخت توجيهاتي غير قابل قبول براي مشروع جلوه دادن اعمالي از دست مي شد. ـ در اين وبلاگ بخشي به نام فتاوي گردآوري شده است . آنچه در اين قسمت به شدت مورد تاكيد گرداورندگان قرار داشته ، عدم وجود مانع براي عقد موقت دختر باكره بدون اذن ولي به شرط عدم آسيب بكارت او بوده است !و باز هم بحث جذاب بكارت ! هر روز كه مي گذرد و هر چه كه بيشتر ميدانم بيشتر احساس ميكنم كه بكارت مساله است كه جامعه مردسالار و پدرسالار از ترس از دست رفتن كنترلش بر زنان بيشتر و بيشتر بر طبل آن ميكوبد و از آن حمايت ميكند ! جالب است كه رابطه جنسي دختر منوط به حفظ بكارت اوست و رابطه جنسي پسر آزاد از هر قيد و شرطي ! توجه داشته باشيد كه در اين صورت روي آوردن به انواع نامتداول روشهاي تمتع جنسي و سوءاستفاده از دختران و آسيب ديدن آنها در رابطه اي موقتي نه از لحاظ روحي كه به لحاظ فيزيكي تا چه حد ميتواند باشد ! ـ در تعاليم مذهبي ما اينگونه آمده كه آنچه را بر خود مي پسندي بر ديگران هم بپسند و آنچه را بر خود نمي پسندي بر ديگران هم نپسند . يك لحظه به عنوان يك مرد همسر خود را در موقعيتي تصور كنيد كه همزمان با شما در رابطه اي ديگر هم شركت دارد . (اين امر در جامعه ما به ظاهر فرض محال است ) قبل از اينكه از شدت غيرت بلايي سر خودتان يا او بياوريد به اين فكر كنيد كه او نسبت به عملي اينچنين از جانب شما دقيقا داراي همين حس است منتها با عنوان حسادت ! ـ هميشه بر اين اعتقاد بوده ام كه مردم بسيار پيشتر از هر عالم مذهبي ، اجتماعي و سياسي راه خود را پيدا كرده و در آن حركت مي كنند و ما تنها پس از مدتها به بررسي اين راه و كشف علل روي آوردن افراد به آن و توجيهات مذهبي نسبت به آن مي پردازيم . در مورد ازدواج موقت هم همين طور است و حتي بحث بسيار فراتر از آن چيزي است كه آقايان محترم تصور مي كنند . در جامعه اي كه جمعيت جوان آن حجم وسيعي از پيكره اجتماعي را تشكيل مي دهند و امكان ازدواج دائم را ندارند و يا در بسياري موارد به آن اعتقادي ندارند و يا آنرا در سنين پايين ( معمولا تا 30 سال) به علت مشغله هاي مختلف نمي پذيرند ، عقد موقت شايد راهكار مناسبي براي افراد مجرد باشد( نه مردان متاهلي كه صرفا به كسب ثواب اخروي فكر مي كنند !) . اما اگر نگاهي به دور و بر خود بيندازيم در مي يابيم كه اين افراد به حكم مترقيانه تري متوسل شده اند و آن امري است تحت عنوان نكاح معاطاتي . عقد نكاح معاطاتي زماني است كه دو طرف جملات عقد را به كار نمي برند ( به زبان نمي آورند) اما اعمال انها نشان دهنده نيت آنهاست ( نقل به مضمون) براي مثال شما وقتي براي خريد به فردي مراجع مي كنيد دوطرف قرارداد را تشكيل ميدهيد اما هيچ يك صيغه عقد قرارداد را به زبان عربي جاري نمي كنيد اما شما و ديگران مي دانيد كه معامله اي صورت گرفته است . اين مساله را بعضي از علما ( و اكثر جوانان در عمل ) قابل تسري به امر ازدواج مي دانند . امروز شما جوانان زيادي را دست در دست يكديگر مي بينيد كه اگر پاي صحبت هر كدامشان بنشينيد و سوال كنيد كه وضعيت محرميت آنها چگونه است ، خود را محرم يكديگر مي دانند بي آنكه عقدي در بين آنها جاري شده باشد ! ====================== اول شرایط فکری و دانش جامعه باید به حدی برسد که آیا آنها به ایمان نسبی به حرف هایی که در رساله های مجتهدین از غیبت امام زمان تا کنون مطرح شده است٬ گوش می دهند؟ یا نه؟
برنامه عصر ايمان رو منم ديدم
کلمات کلیدی:
|
|
| شرحي بر دو كتاب تازه منتشر شده از استاد شهيد مطهري |
| ساعت ٩:٢۸ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
حرفي از آن هزاران به نقل از روزنامه همشهری
دوشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۵ نوشته : سيد باقر عبداللهي
«پنج مقاله» و «آشنايي با قرآن» دو اثر از آثار تازه انتشار يافته استاد شهيدمرتضي مطهري است كه در روزهاي پاياني سال گذشته به بازار كتاب آمده است. كتاب اول شامل پنج مقاله در باب مفاهيم عمومي دين و اسلام است، و كتاب دوم صورت تحرير شده مجالس درس تفسير شهيدمطهري در سال هاي پيش از انقلاب و دربردارنده تفسير سوره هاي دهر، مرسلات، نبأ و نازعات است. تنظيم، تدوين و ويرايش علمي اين دو كتاب توسط دكتر علي مطهري انجام شده و از سوي انتشارات صدرا منتشرشده است. مقاله حاضر شرحي است براين دو كتاب.
*** استاد مطهري پس از آنكه از خانه خاموش اما آتش در دل خود، قم، به شهر پرغوغاي هفتاد و دو ملت آن روزگار، تهران، قدم گذاشت، چه بسا بسياري از دوستانش نيز اين هجرت را به صلاح نمي ديدند و بهتر مي ديدند كه اين روحاني فاضل، همان «شيخ مرتضا» ي طلاب جوان در حوزه قم باشد تا اين كه «استاد» دانشجويان دانشگاه تهران. اما سال هاي تهران نشان داد كه دانش و بينش به دست آمده در مجلس «قال الباقر» و «قال الصادق» اگر با آگاهي _ و يا چيزي كه استاد مطهري خود، بعدها آن را «مقتضيات زمان» ناميد _ درآميزد، فيلسوف دستار بر سر ما هم مي تواند ذهن و زبان كانت و دكارت خوانان را به خود مشغول كند و از بوعلي و ملاصدرا هم نكته اي بگويد. آن سال ها نشان داد كه ميان قم و تهران فاصله اي نيست اگر يكي بتواند با پشتگرمي درد مندي و درس خواندگي، پيش چشم هاي خيره از شگفتي دلباختگان جزوه ها و كتاب هاي قرمز، چيزي هم از لطيفه غيبي محمد(ص) علي(ع) بگويد، البته به زبان خود آنها. به بركت همين حضور در قلمرو فكري جديد بود كه سنت فلسفي اسلام در زمانه مطهري از متن خواني صرف و درگيري با بحث قوه و فعل و ماده و صورت، به «روش رئاليسم» رسيد، ماجراي كربلا از اشك و آه فراتر رفت و «حماسه حسيني» شد و دعواي ايران و اسلام، قدري هم در منزل «خدمات متقابل» درنگ كرد. شناخت زمانه و فرارفتن از مرزهاي معمول آن روزگار، زمينه ساز ظهور آثاري به قلم ايشان شد كه از حيث درونمايه و فرم هاي نوشتاري، نويسنده را چندين درجه بالاتر از اقران اسلام شناسش مي نشاند: در معارف عمومي «مسأله حجاب» را نوشت كه تا هنوز بسياري از برداشت هايش دستمايه ورود پژوهشگران به اين مبحث است؛ در «اصول فلسفه و روش رئاليسم» ضمن آن كه به تلاش عقلاني فيلسوفان مسلمان، جلوه اي امروزين و كاربردي بخشيد، در برخي مباحث ايده هاي نو ارائه كرد، به گونه اي كه اينك خوانندگان فارسي زبان اين متن را در شمار معدود آثاري مي دانند كه سنت فلسفه اسلامي را، از وراي اصطلاحات و چهارچوب ويژه اش، به زبان قوم بيان كرده است. نكته ديگر، اشاره به حيث نويسندگي استاد مطهري است. مطهري گرچه، بنا بر رسم معمول حوزويان، مرد محراب و منبر بود و تبليغ آرمان هاي ديني را با توسل به شيوه گفتار و خطابه شكلي سزاوار به كار مي گرفت، اما به تفاوت ميان گفتن و نوشتن نيز آگاه بود و هر يك را در مقام خود سزاوار مي دانست. يك جا، در مقدمه «داستان راستان» آن جا كه با اين ايراد و انكار مواجه شد كه: با اين قدر علمي و فلسفي چرا براي بچه ها نوشته اي؟ اين تلقي را واپسگرايانه و نمادي از يك «بيماري اجتماعي» مي دانست كه تبليغ را منحصر به خطابه و منبر كنند. قلم ساده و روان و بي پيرايه او، كه آن را براي طرح غوامض فلسفي و كلامي به كار مي گرفت، بي ترديد يكي از دلايل اقبال كتاب خوانان به آثار ايشان بوده است.
* * *
***
کلمات کلیدی:
|
|
| فعلا بايد صبر کنيد |
| ساعت ٥:۳٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
من در حال خوندن کتاب استاد مزتضی مطهری هستم و بعد از اينکه اين کتاب رو خوندم به خودم اجازه می دم که حرف بزنم. فعلا بايد صبر کنيد
کلمات کلیدی:
|
|
| و از همه اولی تر |
| ساعت ٥:٤٥ ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤ |
|
کتاب استاد شهيد مرتضی مطهری کتاب حقوق زن در اسلام http://www.motahari.org/asaar/books/85/index.htm آن لاين بخونيدش online
کلمات کلیدی:
|
|
| حقوق |
| ساعت ٥:۳٠ ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤ |
|
5ـ1. تساوى در جنسيّت به حكم آيه شريفه «يا ايّها النّاس انّا خلقناكُم من ذكرٍ و انثى و جَعَلناكُم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اكرمَكم عند اللهِ اَتقاكم»[28] جنسيت هرگز ملاك برترى و امتياز نبوده بلكه امتياز انسان ـ چه زن و چه مرد ـ بر اساس تقوا است. زن و مرد گرچه از دو جنس متفاوتند اما از نظر انسانيت با هم برابرند: «يا ايها النّاس اتقّوا ربّكم الذى خَلَقَكُم من نفسٍ واحدةٍ و خلق منها زوجها ...؛[29] برابرى زن با مرد در اصل هويت انسانى، دليل برابرى آنان در ساير زمينه هاى زندگى است از قبيل برابرى در كسب علم و دانش، برابرى در استقلال عمل و آزادى انتخاب،[30] برابرى در امور اقتصادى[31] و برابرى در مجازاتها نظير سرقت و زنا. اين نمونه ها نشانگر آن است كه زن و مرد در حيثيت و حقوق انسانى با يكديگر برابرند. نكته اى كه لازم است مورد توجه قرار گيرد فرق ميان تساوى و تشابه حقوق است. استاد شهيد مطهرى در بيان اين مسأله به خوبى حق مطلب را ادا نموده است. زن و مرد به خاطر آنكه در موارد زيادى مشابه يكديگر نيستند و اساساً در خلقت و طبيعت خود تفاوتهايى به هم دارند، طبيعى است كه در برخى حقوق و تكاليف و مجازاتها نيز وضع مشابهى نداشته باشند. تفاوتهاى فراوان زن و مرد از لحاظ جسمى، روانى و احساسى سبب گرديده است، اسلام كه بر پايه فطرت انسانى، حقوق خويش را وضع نموده است با عنايت به اين تفاوتها، حقوقى براى زن و حقوقى براى مرد قائل شود كه سرجمع آن برابرى و تساوى ميان آنان و نفى تبعيض جنسى است.[32] به تعبير شهيد مطهرى: «آنچه ميان طرفداران حقوق اسلامى از يك طرف و طرفداران پيروى از سيستمهاى غربى از طرف ديگر مطرح است مسأله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوى حقوق آنها. كلمه «تساوى حقوق» يك مارك تقلبى است كه مقلّدان غرب بر روى اين ره آورد غربى چسبانيده اند ... در نهضت عجولانه اى كه در كمتر از يك قرن اخير به نام زن و براى زن در اروپا صورت گرفت، زن كم و بيش حقوقى مشابه با مرد پيدا كرد اما با توجه به وضع طبيعى و احتياجات جسمى و روحى زن، هرگز حقوق مساوى با مرد پيدا نكرد، زيرا زن اگر بخواهد حقوق مساوى حقوق مرد و سعادتى مساوى سعادت مرد پيدا كند راه منحصرش اين است كه مشابهت حقوقى را از ميان بردارد. براى مرد حقوقى متناسب با مرد و براى زن حقوقى متناسب با خودش قائل شود.»[33] علت تفاوتهاى حقوقى در امورى نظير ارث، طلاق، تعدد زوجات، ولايت، شهادت، قضاوت و امورى از اين قبيل را بايد در تفاوتهاى وجودى ميان اين دو جست و جو نمود. متأسفانه ماده 16 اعلاميه جهانى حقوق بشر با بيان اينكه: «در تمام مدت زناشويى و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج داراى حقوق مساوى مى باشند» همان حقوق مشابه را مورد نظر خود قرار داده است با آنكه امروزه دانش پزشكى و دانشمندان علوم تربيتى و نيز روانشناسان بيش از گذشته تفاوتهاى موجود ميان زن و مرد را كشف كرده اند، تجويز نسخه اى واحد براى دو جنس متفاوت، هم از نظر فلسفه حقوق و هم به لحاظ علمى قابل دفاع نمى باشد. البته شعار تساوى، شعار بسيار زيبايى است! قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران تساوى زن و مرد را مورد تأكيد قرار داده و مقرر داشته است كه: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد، يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى با رعايت موازين اسلام برخوردارند.»[34] صرف نظر از تفاوتهاى حقوقى كه در نهج البلاغه نيز گاه بدانها اشاره شده است نظير تفاوت در ارث و شهادت زن و مرد[35] على عليه السلام در استيفاى حقوق زن، با حساسيت بيشترى برخورد كرده است. هنگامى كه گزارش مى رسد لشگريان معاويه به سرزمين انبار حمله نموده و مردان آنان، خلخال، دستبند، گردنبند و گوشواره هاى زنان آن شهر را كه بعضى مسلمان و برخى از اقليتهاى دينى و اهل ذمّه بوده اند، غارت كرده و بى هيچ مانعى با دست پر بازگشته اند، چنان به خشم مى آيد كه مى فرمايد: «فَلَوْ اَنَّ امْرَأً مُسلماً ماتَ من بعد هذا اسفاً ما كان به ملوماً، بل كانَ به عندى جديراً؛[36] اگر مسلمانى به دنبال اين فاجعه از شدت اندوه بميرد نه تنها سزاوار ملامت نيست كه شايسته كرامت است.» اين بيان كه اوج تأسف يك رهبر كشور بزرگ اسلامى است، سندى گويا بر ارج نهادن به مقام زن و دفاع از حقوق او مى باشد. در اينجا هيچ فرقى ميان زن كافرى كه در پناه دولت اسلامى است با زن مسلمان وجود ندارد. حق امنيت و مصونيت از تعرض از حقوق طبيعى هر انسانى اعم از زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان است و حكومت بايد خود را در مقابل آن پاسخگو بداند. سوده همدانيه در حضور معاويه وقتى از جنايات بُسر بن ارطاة شكايت مى كند داستان ملاقات خود با امير مؤمنان(ع) براى شكايت از ظلم يكى از كارگزاران حضرت را اين گونه نقل مى نمايد: وقتى وارد شدم كه او به نماز ايستاده بود. چون مرا ديد نماز خويش به پايان برد و با نهايت رحمت و رأفت و عطوفت رو به من نمود و پرسيد: تو را حاجتى است؟ گفتم: آرى و ظلم و ستم متولى صدقات را يادآور شدم. حضرت گريست. آنگاه عرضه داشت: خدايا تو بر من و آنان شاهدى. من آنان را فرمان ندادم به خلق تو ستم نمايند. آنگاه قطعه پوستى بيرون آورد و اين چنين نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم قد جاء تكُم بيّنةٌ من رَبّي فأوفُوا الكَيْلَ و الميزانَ وَ لا تَبْخَسوا النّاس اشياء هم وَ لا تُفْسِدوا فىِ الْارضِ بَعْدَ اِصْلاحِهِا، ذلكم خيرٌ لكم اِنْ كنْتُم مؤمنين.[37] فاذا قرأت كتابى هذا فاحتفظ بما فى يَدِكَ مِنْ عَملِنا حتى يقدم عليك مَن يقبضه منك. و السّلام؛[38] زمانى كه نامه ام را خواندى آنچه را نزد تو است حفظ كن تا كسى بيايد و آن را تحويل بگيرد.» بار ديگر اين داستان را مورد توجه قرار دهيم. يك سوى قضيه برخورد امام و عكس العمل سريع و قاطع همراه با شرمسارى در پيشگاه عدل الهى است و البته اهميت آن از اين جهت كه نسبت به شكايت يك زن دستور عزل مأمور خويش را صادر مى كند قابل تأمل مى باشد. اين جريان مى تواند به گونه ديگرى نيز مورد تحليل و ارزيابى قرار گيرد كه اهميت آن اگر از برخورد امام بيشتر نباشد كمتر نيست. در اينجا زنى به مركز خلافت آمده است و اسلام اين شهامت و جسارت را به او داده است كه مستقيماً دردِ دل خويش را با رهبر حكومت در ميان گذارد و بر اين باور است كه مى تواند حق خود و مردم منطقه خويش را بازپس گيرد. جالب اينجاست كه همين زن پس از شهادت على عليه السلام در مورد مشابه به شام مركز خلافت معاويه مى رود و بدون هيچ واهمه اى او را مورد خطاب قرار مى دهد. از نقل اين داستان مى توان چند نكته را استنباط نمود: يك. دادخواهى حق مسلّم هر انسانى اعم از زن و مرد است؛ دو. حاكم اسلامى بايد خود را نسبت به عملكرد كارگزارانش مسؤول بداند؛ سه. حاكم اسلامى بايد براى احقاق حقوق مردم، با سرعت و قاطعيت اقدام نمايد؛ چهار. باور و اعتقاد به احقاق حقوق در ميان مسلمانان حتى زنانشان وجود داشته است. آخرين موردى را كه از تساوى حقوق زن به آن اشاره مى كنيم، برخورد امام(ع) با دو زن فقيرى است كه پس از آنكه فردى را مأمور رسيدگى به خوراك و پوشاك آنان مى كند براى هر يك از آنان 100 درهم مقرر مى دارد. يكى از آن دو به جهت آنكه عرب و آزاد است و ديگرى از بندگان، درخواست پول بيشترى مى كند. پاسخ امام چنين است: «من در قرآن براى فرزندان اسماعيل نسبت به فرزندان اسحاق به اندازه بال پشه اى برترى نيافتم!»[39] نتيجه اينكه در نگاه على(ع) در استيفاى حقوق انسان ميان زن و مرد، زن مسلمان و زن كافر، آزاد و غير آزاد هيچ تفاوتى وجود ندارد.
نكته مهمهمه آنچه كه در مورد تساوى حقوق انسانها گفتيم در مورد حقوق طبيعى و ذاتى آنها است. اما از آنجا كه حقوق اسلام بر پايه عدالت بنا شده است در حقوق اكتسابى، تساوى غير منطقى كه با اصل عدالت سازگارى ندارد مردود مى باشد. اسلام اگر امتيازات موهوم ظاهرى را مُلغى ساخته، فضايل و ارزشهاى انسانى را ملاك برترى دانسته است. هيچ مكتب حقوقى وجود ندارد كه حقوق طبيعى انسان را به طور مطلق خارج از اعمال و رفتار اكتسابى انسان ارزيابى نمايد. وضع مجازاتها در نظامهاى حقوقى بهترين دليل بر لزوم ايجاد محدوديت در حقوق طبيعى در پاره اى موارد است. كسى كه به دليل جرمى به زندان مى افتد از «آزادى» كه حق طبيعى اوست و ذاتاً آزاد به دنيا آمده است محروم مى شود. البته اين محروميت به دليل رفتار ارادى خود او بوده و عدم تساوى او با ديگران عين عدالت است. قاتل به قصاص محكوم مى شود و از حق حمايت كه حق طبيعى است بدان جهت كه حق حيات ديگرى را از بين برده است محروم مى شود. بنابراين حقوق طبيعى انسان حتميّت و قطعيّتى كه غير قابل تغيير باشد، ندارد. آنچه بايد مورد ارزيابى حقوقى قرار گيرد و در فلسفه حقوق از آن بحث شود اولاً مبناى تأث يرگذارى، ثانياً عوامل تأثيرگذار بر حقوق طبيعى و ثالثاً دامنه اين تأثيرگذارى است. مبناى تأثيرگذارى بر دو محور حقيقت و عدالت دور مى زند و اساساً زيربناى حقوق در اسلام، چه حقوق طبيعى و چه اكتسابى، همين دو عنصر مى باشد. از نظر اسلام وقتى حق و عدل مبنا قرار گرفت براحتى مى توان عوامل تأثيرگذار بر حقوق انسان را مشخص كرد و با تعيين اين عوامل دامنه تأثير آنها را ارزيابى نمود.
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : طباطبائی هستم مدیر عامل شرکت مصباح نرم افزار - سه ساله توی الکامپ هستیم و در زمینه ی تولید که اصلی ترین رکن اقتصاده فعالیت می کنم. اونم نه مدیریت دولتی که بودجه اش از جای دیگه بیاد که اصلا اون رو مدیریت نمی دونم. بلکه مدیریت خصوصی که باید از همه چیز سر در بیاری و درست نقشه بکشی و درست جلو بری و از جیب خودت مایه بذاری. 09360437392 09196070718 پروفایل مدیر : صابر طباطبائی یزدی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|





