شرحي بر دو كتاب تازه منتشر شده از استاد شهيد مطهري
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
حرفي از آن هزاران به نقل از روزنامه همشهری
دوشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۵  نوشته : سيد باقر عبداللهي
 

 
«پنج مقاله» و «آشنايي با قرآن» دو اثر از آثار تازه انتشار يافته استاد شهيدمرتضي مطهري است كه در روزهاي پاياني سال گذشته به بازار كتاب آمده است. كتاب اول شامل پنج مقاله در باب مفاهيم عمومي دين و اسلام است، و كتاب دوم صورت تحرير شده مجالس درس تفسير شهيدمطهري در سال هاي پيش از انقلاب و دربردارنده تفسير سوره هاي دهر، مرسلات، نبأ و نازعات است. تنظيم، تدوين و ويرايش علمي اين دو كتاب توسط دكتر علي مطهري انجام شده و از سوي انتشارات صدرا منتشرشده است. مقاله حاضر شرحي است براين دو كتاب.
***
استاد مطهري پس از آنكه از خانه خاموش اما آتش در دل خود، قم، به شهر پرغوغاي هفتاد و دو ملت آن روزگار، تهران، قدم گذاشت، چه بسا بسياري از دوستانش نيز اين هجرت را به صلاح نمي ديدند و بهتر مي ديدند كه اين روحاني فاضل، همان «شيخ مرتضا» ي طلاب جوان در حوزه قم باشد تا اين كه «استاد» دانشجويان دانشگاه تهران. اما سال هاي تهران نشان داد كه دانش و بينش به دست آمده در مجلس «قال الباقر» و «قال الصادق» اگر با آگاهي _ و يا چيزي كه استاد مطهري خود، بعدها آن را «مقتضيات زمان» ناميد _ درآميزد، فيلسوف دستار بر سر ما هم مي تواند ذهن و زبان كانت و دكارت خوانان را به خود مشغول كند و از بوعلي و ملاصدرا هم نكته اي بگويد. آن سال ها نشان داد كه ميان قم و تهران فاصله اي نيست اگر يكي بتواند با پشتگرمي درد مندي و درس خواندگي، پيش چشم هاي خيره از شگفتي دلباختگان جزوه ها و كتاب هاي قرمز، چيزي هم از لطيفه غيبي محمد(ص) علي(ع) بگويد، البته به زبان خود آنها.
به بركت همين حضور در قلمرو فكري جديد بود كه سنت فلسفي اسلام در زمانه مطهري از متن خواني صرف و درگيري با بحث قوه و فعل و ماده و صورت، به «روش رئاليسم» رسيد، ماجراي كربلا از اشك و آه فراتر رفت و «حماسه حسيني» شد و دعواي ايران و اسلام، قدري هم در منزل «خدمات متقابل» درنگ كرد. شناخت زمانه و فرارفتن از مرزهاي معمول آن روزگار، زمينه ساز ظهور آثاري به قلم ايشان شد كه از حيث درونمايه و فرم هاي نوشتاري، نويسنده را چندين درجه بالاتر از اقران اسلام شناسش مي نشاند: در معارف عمومي «مسأله حجاب» را نوشت كه تا هنوز بسياري از برداشت هايش دستمايه ورود پژوهشگران به اين مبحث است؛ در «اصول فلسفه و روش رئاليسم» ضمن آن كه به تلاش عقلاني فيلسوفان مسلمان، جلوه اي امروزين و كاربردي بخشيد، در برخي مباحث ايده هاي نو ارائه كرد، به گونه اي كه اينك خوانندگان فارسي زبان اين متن را در شمار معدود آثاري مي دانند كه سنت فلسفه اسلامي را، از وراي اصطلاحات و چهارچوب ويژه اش، به زبان قوم بيان كرده است.
نكته ديگر، اشاره به حيث نويسندگي استاد مطهري است. مطهري گرچه، بنا بر رسم معمول حوزويان، مرد محراب و منبر بود و تبليغ آرمان هاي ديني را با توسل به شيوه گفتار و خطابه شكلي سزاوار به كار مي گرفت، اما به تفاوت ميان گفتن و نوشتن نيز آگاه بود و هر يك را در مقام خود سزاوار مي دانست. يك جا، در مقدمه «داستان راستان» آن جا كه با اين ايراد و انكار مواجه شد كه: با اين قدر علمي و فلسفي چرا براي بچه ها نوشته اي؟ اين تلقي را واپسگرايانه و نمادي از يك «بيماري اجتماعي» مي دانست كه تبليغ را منحصر به خطابه و منبر كنند. قلم ساده و روان و بي پيرايه او، كه آن را براي طرح غوامض فلسفي و كلامي به كار مي گرفت، بي ترديد يكي از دلايل اقبال كتاب خوانان به آثار ايشان بوده است.
 

استاد شهید دکتر مطهری

* * *
در واپسين ماه هاي سال گذشته، دو اثر از جديدترين آثار شهيد مطهري منتشر شد. در اين مختصر اين دو كتاب را مرور مي كنيم. «پنج مقاله» شامل پنج نوشته كوتاه در باب دين و اسلام است: «دين و مذهب» ، «احتجاجات قرآن» ، «نقدي بر ترجمه اي از قرآن» ، «نماز» و «اسلام برتر است» . مقاله دين و مذهب (صص۱۳-۳۸) چنان كه ناشر در مقدمه كتاب آورده است، «ظاهراً براي كتاب تعليمات ديني دوره دبيرستان در حدود سال ۱۳۵۰ نگارش يافته تا به وسيله افرادي مانند شهيد دكتر بهشتي و شهيد دكتر باهنر كه در آموزش و پرورش دوره قبل از انقلاب اسلامي نفوذ كرده بودند، به چاپ برسد» (ص ۷). به همين دليل و نيز به دليل بيان ساده و روان آن، مقاله براي خوانندگان عام مفيد است. نويسنده در اين مقاله از احتياج فطري بشر به دين مي آغازد و آن گاه سخن را در هشت محور پي مي گيرد. خداشناسي، پيغمبران، اسلام، پيغمبر اسلام، قرآن مجيد، علي(ع)، ائمه اطهار(ع) و معاد. نويسنده در اين هشت محور، اسلام را در زمينه اي از مباحث تاريخي، معارفي و گاه كلامي معرفي مي كند و به اين منظور از آيات، روايات و نقل هاي شعري _ به د ليل تناسب با مخاطب عام _ بهره مي برد. مقاله «احتجاجات قرآن» قسمتي ازدرس استاد شهيد در دانشكده الهيات دانشگاه تهران تحت همين عنوان بوده است كه البته ادامه آن در حال حاضر دراختيار شوراي نظارت بر آثار استاد نيست. اين نوشته به استدلال هاي عقلي قرآن مي پردازد. نويسنده، با استناد به قرآن، از نقد اين ايده آغاز مي كند كه «در برخي روش ها و آيين ها حوزه معتقدات ديني را صرفاً قلمرو تسليم و ايمان مي دانند و دستگاه عقل و استدلال را از دستگاه تسليم و ايمان، جدا و بي ارتباط فرض مي كنند.» (ص ۴۲) نويسنده در مقام نقد به چهار نكته اشاره مي كند: ۱- قرآن همواره دم از تعقل و تفكر مي زند؛ ۲- قرآن بسياري از مطالب را با دلايل عقلي اثبات مي كند؛ ۳- قرآن تاريخ بشر را با طرز منطقي مبني بر روابط علي و معلولي قضا يا تفسير مي كند؛ ۴- قرآن معمولاً براي احكام خود، فلسفه و حكمت ذكر مي كند. نويسنده سپس با بيان اين نكته كه تأييد عقل از سوي قرآن به معناي اعتبار دادن تام و تمام به آن نيست، بلكه «افق اشراق و الهام از افق عقل، وسيع تر و فصيح تر است» به موضوع «راهبري عقل» مي رسد (صص ۵۱-۶۳) و به پنج مورد از مواردي كه در آموزه قرآني «لغزش هاي عقل محسوب مي شود مي پردازد:
مقاله« نقدي بر ترجمه اي از قرآن »نقد استاد مطهري بر ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاينده از قرآن است كه براي نخستين بار در حدود ۱۳۴۰ در مجله يغما به چاپ رسيده است. نقد استاد مطهري بر اين ترجمه، فقط شامل سوره ياسين است كه در پنج محور مرتب شده است. اين نقد هم شامل ملاحظات ادبي و زباني است و هم ملاحظات روشي. براي نمونه استاد مطهري در نقد ترجمه پاينده از آيه سي ام سوره ياسين (يا حسره  علي العباد...) از جمله مي گويد:معاني را در قالب كلمات فارسي بايد ريخت و در سياق فارسي هيچ گاه در مقام اظهار و تأسف و پشيماني گفته نمي شود: «اي افسوس من» (ص ۷۲) نويسنده در پايان و در اشاره به «يكي از بزرگترين عيب هاي ترجمه آقاي پاينده» به اين نكته اشاره مي كند كه او در برخي موارد، ترجمه خود را برپايه قرائتي شاذ از قرآن سامان داده است. مقاله «نماز» (۸۷-۹۷) در حدود ۱۳۵۶ و در سال هاي نزديك به پيروزي انقلاب اسلامي كه ماركسيسم زدگي و تأويل مادي مفاهيم ديني بر برخي محافل حاكم بود، نوشته شده است. عنوان اصلي اين مقاله «حركتي بر ضد سير آب» است، «كنايه از اين كه نوشتن كتابي درباره نماز در آن دوره [منظور كتاب« پرواز در ملكوت »نوشته حجت الاسلام فهري درباره نماز است] حركت برضد مسير آب است.» (ص ۸۷) استاد مطهري در نقل عقيده رايج در برخي محافل آن زمان، با لحني از طعن و انكار، مي گويد: «آخر اين دو دقيقه خم و راست شدن و چند جمله تكراري را بازگو كردن كه از هر پيرزن مفلوكي هم ساخته است اين همه ارزش دارد كه قائمه و سراپرده دين خوانده شود؟!» (ص ۹۳) و سپس چندين برداشت قرآني را در نقد اين سخن، مطرح مي كند.
مقاله پاياني كتاب عنوان «اسلام برتر است» را بر خود دارد. عنوان اصلي مقاله حديث نبوي «الاسلام يعلو و لا يعلي عليه» است. استاد مطهري در باب معناي اين حديث، اين پرسش را مطرح مي كند كه «آيا اين حديث در مقام تشريع و انشاء قانون است، آن چنان كه فقها استنباط كرده اند يا در مقام اخبار و بيان يك جريان تكويني است؟» (ص ۱۰۵). معناي موردنظر استاد اين است كه «هيچ كالاي معنوي و روحي قادر به رقابت با اسلام نيست؛ زيرا قادر نيست مانند اسلام همه خلاءهاي احتياجات را پر كند...» (ص ۱۰۹) اگرچه استاد مطهري اين معنا را با معاني ديگر مانعه الجمع نمي داند (ص ۱۱۰).

کتاب پنج مقاله اثر دکتر مرتضی مطهری

***
كتاب «آشنايي با قرآن» نيز يازدهمين مجلد از مجموعه آشنايي با قرآن است و شامل تفسير سوره هاي دهر، مرسلات، بنأ و نازعات است. اين مجموعه از جلد پنجم تا مجلد حاضر «تنظيم شده جلسات تفسير قرآن توسط استاد شهيد آيت الله مطهري است كه طي سال ها و تا نزديك به پيروزي انقلاب اسلامي در منطقه قلهك تهران برقرار بوده است» ( ص ۷). روش استاد در اين كتاب، آميزه اي از تاريخ، استفاده هاي فلسفي و شرح لغات و مفاهيم و گاه نيز استشهاد به آيات قرآن در ذيل عناويني چون «آيات مؤيد» است. سوره دهر در پنج مجلس، تفسير شده است. مفاهيم مطرح شده در تفسير اين سوره را مي توان ذيل مفهوم انسان شناسي و جهان شناسي اسلامي جاي داد كه در آن در باب موضوعاتي چون خلقت، روح، اختيار، امتحان الهي، وصف بهشت، صبر و آخرت بحث شده است. از جمله استنادات استاد شهيد به آيات ديگر قرآن در استفاده هاي تفسيري او را مي توان در صفحات ۹۳ تا ۹۹ پي گرفت كه در آن به برخي آيات سوره هاي مزمل، قمر و صافات ارجاع داده شده است. تفسير سوره مباركه مرسلات در ۳ مجلس پي گيري شده است و مباحث آن عبارت است از «معاد و قيامت در قرآن» و «اوصاف اهل تقوا در بهشت» . تفسير سوره نبأ در دو مجلس برگزار شده و شامل مباحثي چون قيامت، تقوا، شفاعات و پاداش اخروي پارسايان است.
تفسير سوره نازعات به بحث مبدأ و معاد و ايمان به غيب مي پردازد. استاد در تفسير اين سوره نيز، به مناسبت، به مباحث روز نيز توجه دارند؛ از جمله در ذيل عنوان «آيا ايدئولوژي ها جبراً طبقاتي هستند؟» (ص ۲۳۰) و «فلسفه ماركسيسم» (ص ۲۴۹). يكي از همين مباحث روز آمد، بحث افراط در تفسير علمي از قرآن و تأويل هاي نابه جا است كه استاد مطهري از آن با تعبير «تأويل بردن تمام غيب ها به شهادت» نام مي برد (ص ۲۱۲): «... اين ها بازي گرفتن وحي الهي است. قرآن آمده ما را بالا ببرد. ما قرآن را در حد خودمان پايين مي آوريم. در اين حد كه ديگر قرآن و پيغمبر نمي خواست. اگر بنا بود در حدودي كه بشر با مساعي علمي و فكري و حسي خودش مسائل را درك كند [وحي نازل شود] اين كه حد خود بشر است. مسئوليت درك مسائلي مانند قوه جاذبه عمومي و قوه مغناطيس با خود بشر است كه با فكر خودش اين ها را درك كند... انسان بايد چشم بصيرتي در اين دنيا باز كند و به حقايقي ايمان بياورد كه حقايق ايماني، حقايق نبوي و معارف الهي است.» (ص ۲۱۲)
بازمانده ميراث فكري كسي كه «در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود» ، چنان كه استادش امام خميني(ره) به مناسبت فقدان او گفته است «بي استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصايح او كه از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت مي گرفت، براي عارف و عامي سودمند و فرح زاست... خدايش رحمت كند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جايگزين فرمايد».