بحث ازدواج موقت به وبلاگ من هم کشيده شد.
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

وبلاگی رو ديدم که بسيار عالی در مورد اون وبلاگی که داره در زمينه ازدواج موقت معروف ميشه نظر کارشناسی و به نظر من منصفانه از زبان يک زن هستش

بخونيد

توسط فاطمه ظريف جلالي 

و نظر من هم همين بود.: و اينجا کپی می کنم که داشته باشم اين متن رو !

======================

ازدواج موقت از حرف تا واقعيت

 

از ديشب كه از طريق وبلاگ مهسا آدرس اين وبلاگ را ديدم و تمام مطالبش را در اوج ناباوري مرور كردم يك لحظه هم آرام و قرار ندارم و تا حالا كه ساعت 30/4 صبح است هزار جور فكر و جوابيه مختلف ذهنم را در بر گرفته است !

بحثي كه ميخواهم مطرح كنم در رد مساله ازدواج موقت نيست بلكه در توجه به شرايط  و ملزومات آن است .به نظر من در شرايطي خاص (و به عنوان توجيه يا دليلي كه جامعه مذهبي مي تواند از آن استفاده كند) ازدواج موقت را ميتوان اصلي قابل طرح دانست . اما اين شرايط خاص را حداقل در شرايط فعلي و با ارتباطات جهاني تنها وقوع جنگ و بيوه شدن كثيري از زنان اهل اسلام و سپس ايجاد تكليفي براي مردان مسلمان در بدست گرفتن سرپرستي ( بخوانيد تبديل خود و يا ديگري به ابزاري براي تمتع جنسي ) نمي دانم .

من يك فقيه نيستم . اطلاعات فقهي ام در حد چيزهايي است كه گاهي از پدرم آموخته ام و بعدها در كتابهايي نظير حقوق خانواده آقاي محقق داماد و وبلاگهايي نظير شرعت عقلاني خوانده ام و فتاوايي كه دنبال كرده ام و فكرهم نمي كنم براي به نقد نشستن وبلاگ مذكور خواننده نياز به دانش فقهي بالايي داشته باشد . همين كه اهل منطق باشيد و اندكي چشمانتان را به روي بسياري ازوقايع اجتماعي باز كنيد مي توانيد از صحت و سقم بسياري از مطالب اين سايت آگاه شويد . من هم از همين منظر انتقاداتم را به قسمتهاي مختلف بيان مي كنم :

 

ـ وبلاگ فوق از قسمتهاي مختلفي تشكيل شده است . آشنا ترين بخش نظرات آقاي مطهري است ( راستش اول به سراغ اين بخش رفتم شايد مطلب جديدي كشف شده باشد !)  .نظراتي كه امروز حداقل در كلاسهاي ما و توسط اساتيدي كه كم هم از اين مسائل سر در نمي آورند و سري هم در حوزه دارند قابل نقد و يا نا كامل دانسته مي شود . من شخصا براي نظرات ايشان احترام قائلم زيرا تصورم بر اين است كه اين حرفها در زمانه خود شايد بسيار هم پيشرو و مترقيانه بوده ( نگاه كنيد به مساله حجاب و واكنش جامعه مذهبي را حتي در زمان حال نسبت به آن جويا شويد ). اما مساله اين است كه بسياري از دلايلي كه براي مسائل مختلفي نظير  ازدواج موقت آورده شده ناكافي و غير قابل استناد ( حداقل در شرايط فعلي) به نظر ميرسد .

 

ـ درقسمتهاي مختلف وبلاگ متعه يا همان ازدواج موقت را داراي ثواب صدها حج و ... معرفي نموده اند آنقدر كه كسي با 3 بار متعه كردن در حد 1 دقيقه و با مهريه خواندن يكبار دعاي امام زمان صاحب اين ثواب عظيم خواهد شد !( نگاه كنيد به خاطرات ازدواج موقت ) جاي بسي شگفتي است كه جامعه مذهبي ما نسبت به مسائلي نظير بد حجابي به بهانه به خطر افتادن نهاد خانواده و از دست رفتن عفت اجتماعي واكنش نشان مي دهد اما همين جامعه مذهبي در برابر امري كه اينچنين توجيه گر بي بندو باري جنسي و آشفته كننده نهاد خانواده و در بسياري موارد عامل فروپاشي آن است و در برابر افرادي كه اينچنين دين را دستمايه منافع خود ميسازند هيچ واكنشي نشان نمي دهد . هر چند از جامعه اي كه نماينده مجلس آن خود مشوق اين امر مي شود بيش از اين نمي توان انتظار داشت !( نگاه كنيد به سخنان فاطمه عاليا نماينده تهران در مجلس هفتم )

وقتي اين بجش را مي خواندم آنقدر آشفته شده بودم كه ....چيزي كه در اينجا توجه مهسا را به خود جلب كرده 23بار ازدواج موقت خانمي است كه خود را از طلاب حوزه علميه معرفي مي كند . (من از فضائل مردان طلبه در اين باب زياد شنيده بودم اما خانمها را براي اولين بار بود كه در اين سايت خواندم !) شخصا اميدوارم فرد مذكور از اهالي حوزه علميه نباشد زيرا حداقل ذهن من از زمان خواندن اين مطلب در مورد اين نهاد بسيار آشفته و مشوش شده . اما آنچه بيش از اين نظر من را به خود جلب كرد اين بود كه همسر اين خانم به گفته خودشان براي عقب نماندن ار قافله كسب ثواب سالي 3 بار متعه مي كنند ! و ايشان را هم در ثواب اين كار شريك مي كنند !

در قسمتهاي مختلف اين بخش به كرات به خاطرات افرادي برخورد ميكنيم كه با وجود داشتن همسر و فرزند دست به اين عمل مي زنند . من نمي توانم به حكم عقل بپذيرم كه افسار گسيختگي هاي جنسي مردان تحت عنوان حمايت از زنان تلقي شده و با توجيهات مذهبي اين چنيني رنگ و بويي خوش به آنها داده شود  و زنان با اين گستاخي دعوت به سكوت و خويشتن داري و كنار آمدن با وضع موجود و شراكت در ثواب شوند  ( نگاه كنيد به خاطره آقايي كه هر هفته با دوست همسرش عقد موقت ميخواند !) .

 

ـ ساعت 30/5 صبح شده و من هنوز از ديدن اين سايت آشفته ام . طوري از آدمها و مرداني كه هر لحظه ميتوانند بي بندو باريشان را با عنوان ثواب توجيه كنند بدم مي آيد و دلم به حال زناني كه فريبهاي اينچنين را از سر اجبار يا نا آ گاهي مي پذيرند ، مي سوزد . دلم مي خواست ديني كه دين رحمت و عطوفت و مدافع حفظ كرامت انساني ناميده مي شود كمي هم سرش را به سمت جنس دوم  اين جامعه ميگرداندد و از اعماق دل آنها سخن مي گفت !نه اينكه مدام در كار ساخت توجيهاتي غير قابل قبول براي مشروع جلوه دادن اعمالي از دست مي شد. 

 

ـ در اين وبلاگ بخشي به نام فتاوي گردآوري شده است . آنچه در اين قسمت به شدت مورد تاكيد گرداورندگان قرار داشته ، عدم وجود مانع براي عقد موقت دختر باكره بدون اذن ولي به شرط عدم آسيب بكارت او بوده است !و باز هم بحث جذاب بكارت ! هر روز كه مي گذرد و هر چه كه بيشتر ميدانم بيشتر احساس ميكنم كه بكارت مساله است كه جامعه مردسالار و پدرسالار از ترس از دست رفتن كنترلش بر زنان بيشتر و بيشتر بر طبل آن ميكوبد و از آن حمايت ميكند ! جالب است كه رابطه جنسي دختر منوط به حفظ بكارت اوست و رابطه جنسي پسر آزاد از هر قيد و شرطي ! توجه داشته باشيد كه در اين صورت روي آوردن به انواع نامتداول روشهاي تمتع جنسي و سوءاستفاده از دختران و آسيب ديدن آنها در رابطه اي موقتي نه از لحاظ روحي كه به لحاظ فيزيكي تا چه حد ميتواند باشد !

 

ـ در تعاليم مذهبي ما اينگونه آمده كه آنچه را بر خود مي پسندي بر ديگران هم بپسند و آنچه را بر خود نمي پسندي بر ديگران هم نپسند . يك لحظه  به عنوان يك مرد همسر خود را در موقعيتي تصور كنيد كه همزمان با شما در رابطه اي ديگر هم شركت دارد . (اين امر در جامعه ما به ظاهر فرض محال است ) قبل از اينكه از شدت غيرت بلايي سر خودتان يا او بياوريد به اين فكر كنيد كه او نسبت به عملي اينچنين از جانب شما دقيقا داراي همين حس است منتها با عنوان حسادت !

 

ـ هميشه بر اين اعتقاد بوده ام كه مردم بسيار پيشتر از هر عالم مذهبي ، اجتماعي و سياسي راه خود را پيدا كرده و در آن حركت مي كنند و ما تنها پس از مدتها به بررسي اين راه و كشف علل روي آوردن افراد به آن و توجيهات مذهبي نسبت به آن مي پردازيم . در مورد ازدواج موقت هم همين طور است و حتي بحث بسيار فراتر از آن چيزي است كه آقايان محترم تصور مي كنند . در جامعه اي كه جمعيت جوان آن حجم وسيعي از پيكره اجتماعي را تشكيل مي دهند و امكان ازدواج دائم را ندارند و يا در بسياري موارد به آن اعتقادي ندارند و يا آنرا در سنين پايين ( معمولا تا 30 سال) به علت مشغله هاي مختلف نمي پذيرند ، عقد موقت شايد راهكار مناسبي براي افراد مجرد باشد( نه مردان متاهلي كه صرفا به كسب ثواب اخروي فكر مي كنند !) . اما اگر نگاهي به دور و بر خود بيندازيم در مي يابيم كه اين افراد به حكم مترقيانه تري متوسل شده اند و آن امري است تحت عنوان نكاح معاطاتي . عقد نكاح معاطاتي زماني است كه دو طرف جملات عقد را به كار نمي برند ( به زبان نمي آورند) اما اعمال انها نشان دهنده نيت آنهاست ( نقل به مضمون) براي مثال شما وقتي براي خريد به فردي مراجع مي كنيد دوطرف قرارداد را تشكيل ميدهيد اما هيچ يك صيغه عقد قرارداد را به زبان عربي جاري نمي كنيد اما شما و ديگران مي دانيد كه معامله اي صورت گرفته است . اين مساله را بعضي از علما ( و اكثر جوانان در عمل ) قابل تسري به امر ازدواج مي دانند . امروز شما جوانان زيادي را دست در دست يكديگر مي بينيد كه اگر پاي صحبت هر كدامشان بنشينيد و سوال كنيد كه وضعيت محرميت آنها چگونه است ، خود را محرم يكديگر مي دانند بي آنكه عقدي در بين آنها جاري شده باشد !

======================

اول شرایط فکری و دانش جامعه باید به حدی برسد که آیا آنها به ایمان نسبی به حرف هایی که در رساله های مجتهدین از غیبت امام زمان تا کنون مطرح شده است٬ گوش می دهند؟ یا نه؟
دوم: آنهایی که ایمان به روزه و نماز دارند و اهل تقوی هستند و بعد از گذشت از پله تقوی و خویشتن داری به مساله برخوردند این مسائل را مطرح کرد

 

برنامه عصر ايمان رو منم ديدم
ديشب راجع به هنر اسلامي بود